عبدالرحمن "عطایی " فرزند محمد عیسی در سال 1344 هـ ش در یک ازدهکده های زیبای طبعیت پریان قریه "پیر گزر " وادی پنجشیر دیده به جهان گشود. اول قاعده بغدادی و قران مجید را در مسجد در محضرعلما محل فراگرفت . در سال 1374 به شعر گفتن شروع کرد .

گزرگاه خوبان است پریان
درهندوکش نمیان است پریان
به آخرگاه پروان است پریان
مکان غازی مردان است پریان
بنزدیک بدخشان است پریان

به اندک شرح سازم قصه هایش
عجب دل کش بود آب وهوایش
مریضان را بری یابد شفایش
بهارانش گلستان است پریان

به هر خارش ببنید موج گلهاست
بنفشه در نقاطش جلو آراست
هزاران آبشارش جاری هر جاست
شکوفه میزند سرمست دریاست
عجب موج شکوفان است پریان

تعجب میکنم با با زوی دهقان
به دهقانی همه چابک شتابان
به جفت گاو آهن ا زبدخشان
که داسش تیزشود نزد لغمان
عجیب یک مرد دهقان است پریان

تجارش دایما نزد بدخشان
خریداری کنند اعل فروزان
به دالرمفروشند نزد آنگانگ
همه دانسته ومردسخندان
تجارو نامداران است پریان

خزان وی ببنید ملک خار است
طلسم باد هندوکش در کار است
به هر وادی نظرکن بر ف بار است
زعقرب تا به جوزا در شمار است
زمستان در زمستان است پریان

عطایی سوی پنجپیرانش سفر کن
بسوی شیر پنجشیر ش نظر کن
کتی شیران وی شب راصحر کن
لباس غیرت وتقوا ببرکن
عجایب قهرمانان است پریان
از صفحه محترم خلیل پریان کاپی شده
 


تاريخ : شنبه ۱۳٩٢/۱/۱٠ | ۳:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : نجیب کوهستانی | نظرات ()
  • ایران بلاگ | ویندوز سون