♥ بکتاش سیاووش، سیاستمدار بی هراس کاپیسا کوهستان حماسه آفرین
بکتاش سیاووش جوانترین عضو مجلس نماینده گان کشورسربه کف نهاده تا یک پارلمان پرسشگردرکشوربه میان آی...د. دراولین روزهای آغازدور دوم پارلمان کشوربه تهدید فزیکی درپارلمان مواجه شد و برخی ازنماینده گان به وی اخطارکردند که می کشندنش؛ ولی این جوان به این تهدید ها وقعی نمی گذارد و بدون اینکه محافظی داشته باشد درشهرگشت وگذار می کند، می خواهد راه ورسم جدیدی درسیاست کشور برجا بگذارد و نشان دهد که نسل نو کشور، نسلی است که " بادی گارد، بلند منزل و پول" برایش ارزش ندارد؛ بلکه این حس وطن دوستی است که آنها را به میدان های دشوارسیاست کشانده تا برای آبادانی کشورسهم وطنی خودشان را ولو اگربه قیمت جان شان هم تمام می شود، ادا کنند. سیاووش، جوان ۲۷ ساله، بیشترین شهرتش را دررسانه ها و به ویژه درتلویزیون طلوع بدست آورد. وی برنامه های سیاسی را گرداننده گی می کرد و زمانی هم فرا رسید که به گفته خودش مقاماتی که ازآنها بوی خون می آید وغرق درفساد مالی هستند دیگرحاضر نمی شدند با وی گفت و گو نمایند و دربرنامه بحث برانگیزاین جوان شرکت کنند. وقتی سیاووش حرف می زند درست به چشمان مخاطب نگاه می کند، تن صدا، وقار، جدیت، صمیمیت و صداقت درلحن وی بیانگرشجاعت بی نظیراین سیاستمداربلند اندیش است. سیاووش دریک خانواده روشنفکردرقریه عزت خیل ولایت کاپیسا به دنیا آمده، درحیرتان و کابل درس خوانده و درسال ۱۳۸۳ از لیسه عالی عبدالهادی داوی کابل فارغ شده است. درسال ۱۳۸۱ هنوزمتعلم مکتب بود که کارخبرنگاری را با نشریه نونهالان آغازکرد، سپس با نشریه های ، طلوع افغانستان و وطندار همکاری اش را ادامه داد، و ازآغاز نشرهفته نامه ارمغان ملی به حیث خبرنگار، ویراستار و معاون این هفته نامه به روزنامه نگاری ادامه داده است. همزمان کار با نشریه ها، با "انترنیوز"، یک نهاد بین المللی حامی رسانه ها، همکاری اش را آغازکرد. به کمک این نهاد، جهت تحصیلات عالی به بریتانیا رفت و درمکتب اقتصاد وعلوم سیاسی دررشته خبرنگاری منازعه به مدت هشت ماه درس خواند ، پس به افغانستان آمد و درس خود از راه دورادامه داد. مدتی هم به سلسله همان درس ها به سریلانکا رفت و دراسلام آباد پاکستان پایان نامه تحصیلی اش را تحت نام "جنگ با تروریزم- جنگ بی پایان" در ۵۰۰۰ کلمه نوشت که مورد استقبال قرارگرفت. سیاووش نزدیک به یک دهه با رسانه های داخلی وبین المللی همکاری کرد، مدتی خبرنگاریک رادیوی افغانی هالندی بود که روی انترنت پخش می شد و برای یک نشریه امریکایی بیشتراز۳۰۰ مقاله نوشت. گویی بکتاش برای سیاست آفریده شده باشد، وی ازنخسین روزهای کارخبرنگاری به دنبال سیاست بود. زمانی یک نامه ۳۸ صفحه ای به شورای امنیت سازمان ملل فرستاد و درآن نامه کوشیده بود که با استناد حرف های مقامات سیاسی و نظامی غرب ثابت کند که ریشه جنگ در افغانستان عبارت ازمداخلات پاکستان است. تلویزیون طلوع سهم بزرگی درموفقیت های خبرنگاری و سیاسی بکتاش سیاووش ایفا کرده است. سیاووش با امکان راه یافتن دربرنامه نامزد، ازمسوولان این تلویزیون سپاسگذاراست که فرصت دادند تا یک جوان دربرنامه های جدی سیاسی این تلویزیون راه بیابد و بتواند"موسفیدان را با پرسش های جدی خود به چالش بکشاند." حس موفقیت درسیاست همواره بکتاش را به راه های چالش برانگیز و ریسک آورسوق داده است. فقط دو روز به پایان مهلت ثبت نام برای نامزدی انتخابات پارلمانی مانده بود که این جوان تصمیم گرفت نامزد انتخابات پارلمان شود. با این طرح بکتاش نه مسوولان تلویزیون طلوع موافقت کردند و نه پدر بکتاش. پدرش استدلال می کرد که عرصه انتخابات پرازمشکلات است و قبل ازهمه چیز به پول نیازاست. بکتاش علی الرغم مخالفت ها درصدد تهیه 35000 افغانی شد که باید جهت ثبت نام به کمیسیون انتخابات می پرداخت. وی ازتلویزیون طلوع معاش خود را تقاضا کرد ولی جواب منفی دریافت کرد، جرئت نکرد که ازپدرش پول بخواهد، چون پدرش قبلا گفته بود که به پول نیازاست، بالاخره یکی ازدوستانش برای وی این مقدارپول را قرض داد، بدینگونه بکتاش توانست خود را نامزد اعلام کند. مبارزات پارلمانی پایان یافت، مردم بکتاش را حمایت کردند واسم وی درزمره پنج شخصی که بیشترین رای را ازکابل دریافت کرده بود اعلام شد. بکتاش به پارلمان رفت تا بخت خود را درمیدان پرازرمز و راز سیاست کشوربیازماید. اولین اقدام بکتاش در پارلمان این بود که دارایی خود را ثبت نمود و جزئیات آن را دررسانه ها نشرکرد. دارایی وی عبارت انداز معاشش و یک موترکه به قرض خریده و هنوز پول آن را نداده است. بکتاش گفت که مردم هرلحظه می توانند ازوی درمورد دارایی اش بپرسند و به این گونه زنده گی و امکانات مالی وی کاملا شفاف و درمعرض دید وقضاوت مردم است. بکتاش می خواهد رییس جمهورکشورشود، می گوید "باید کسی ازمیان مردم و ازجنس همین مردم به ریاست جمهوری کشوربرسد تا ممثل اراده مردم شود." برای بکتاش سیاووش بارک اوباما یک الگو به خاطرنحوه مبارزه، تفکر و اندیشه اش است و نیزمی خواهد که جامعه افغانستان هم ساختارقدرت را تغییردهد و به کسان دیگری هم اعتماد کند، مانند اعتمادی که امریکایی ها بالای بارک اوبای سیاه پوست، کسی که یک نسل قبل سفید پوستان حاضرنبودند برسریک میز با اشخاصی ازآن رنگ غذا بخورند، کردند. بکتاش را می توان یک جوان بی باک و جسورسیاسی که سربه کف نهاده و بی هراس به سوی مرگ درمیدان سیاست کشور فقط با حسن نیت می تازد، توصیف کرد. بکتاش مانند هرجوان دیگرخوش دارد تفریح سالم مناسب سن وسالش را داشته باشد، با هم سن وسالانش قدم بزند و حرف ها و شوخی های مقتضی عمرش را با دوستانش ادامه دهد، اما قدم گذاشتن درعرصه سیاست و آن هم وکیل مردم بودن سبب شده که " پیش ازآنکه جوان شود، پیرشود". وقت کمتردراختیاردارد، باید خبر بشنود، برنامه های سیاسی تلویزیون ها را ببیند و خود را درجریان حوادث کشور و جهان بگذارد، حتی وقت ندارد که به آواز احمد ظاهر، سنونیگم و رفیع که بسیار دوست دارد، گوش دهد و فرصت دیدن فلم های مستند را هم ازدست داده است. وی خوش برخورد، صمیمیی، با ادب، موقروبسیارخوش قلب است. برای انجام این مصاحبه به دفتر نشریه تنها و بدون محافظ آمد و به خاطرآنکه دو هفته منتتظرشدیم تا وی برای مصاحبه فرصت بیابد، پوزش خواست. سیاووش جوان، وکیل مردم، سیاست مداری که درقصرریاست جمهوری به جای خوش آمد گویی به رییس جمهوربا او پرخاش می کند و ازمدتی هم به تهدید جانی مواجه است، با موترش مانند یک فردعادی این کشوررهسپار منزلش شد. ♥


تاريخ : دوشنبه ۱۳٩٢/۱/۱٩ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : نجیب کوهستانی | نظرات ()
عبدالرحمن "عطایی " فرزند محمد عیسی در سال 1344 هـ ش در یک ازدهکده های زیبای طبعیت پریان قریه "پیر گزر " وادی پنجشیر دیده به جهان گشود. اول قاعده بغدادی و قران مجید را در مسجد در محضرعلما محل فراگرفت . در سال 1374 به شعر گفتن شروع کرد .

گزرگاه خوبان است پریان
درهندوکش نمیان است پریان
به آخرگاه پروان است پریان
مکان غازی مردان است پریان
بنزدیک بدخشان است پریان

به اندک شرح سازم قصه هایش
عجب دل کش بود آب وهوایش
مریضان را بری یابد شفایش
بهارانش گلستان است پریان

به هر خارش ببنید موج گلهاست
بنفشه در نقاطش جلو آراست
هزاران آبشارش جاری هر جاست
شکوفه میزند سرمست دریاست
عجب موج شکوفان است پریان

تعجب میکنم با با زوی دهقان
به دهقانی همه چابک شتابان
به جفت گاو آهن ا زبدخشان
که داسش تیزشود نزد لغمان
عجیب یک مرد دهقان است پریان

تجارش دایما نزد بدخشان
خریداری کنند اعل فروزان
به دالرمفروشند نزد آنگانگ
همه دانسته ومردسخندان
تجارو نامداران است پریان

خزان وی ببنید ملک خار است
طلسم باد هندوکش در کار است
به هر وادی نظرکن بر ف بار است
زعقرب تا به جوزا در شمار است
زمستان در زمستان است پریان

عطایی سوی پنجپیرانش سفر کن
بسوی شیر پنجشیر ش نظر کن
کتی شیران وی شب راصحر کن
لباس غیرت وتقوا ببرکن
عجایب قهرمانان است پریان
از صفحه محترم خلیل پریان کاپی شده
 


تاريخ : شنبه ۱۳٩٢/۱/۱٠ | ۳:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : نجیب کوهستانی | نظرات ()
  • ایران بلاگ | ویندوز سون